سبزه جوان با لباس سفید کوتاه و جورابهای سفید، دوست دختری با دیک لاستیکی میخواهد که او را به لعنت بفرستد. دختر الاغ آبدارش را در شلوارش تکان می دهد، لزبین را اغوا می کند، سپس بالای استرپون می نشیند و روی اسباب بازی جنسی می پرد تا به ارگاسم شیرین برسد.
هر چه. او داغ است.
من می خواهم مثل یک شلخته لعنتی شوم
من هم از کنار یک مهماندار همچین چیزی نخواهم گذشت.
این لعنتی است
از آنچه من می توانم بگویم این بلوند بدش نمی آمد که خودش را نوازش کند. بنابراین عجیب نیست که او حاضر است غریبه ها را داخل خود ببرد و با ون موافقت کند که رابطه جنسی داشته باشد. کاری که بعد از آن با او انجام دادند یک موضوع پیش پا افتاده بود.